|
|
|
|
دل مي رود زدستم صاحبدلان خدا را
دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا
|
الا يا ايها ساقي ادركاسا و ناولها
كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكل ها
|
الا يا ايهاالساقي ادر کاساونا ولها
که عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشکلها
|
اگر ان ترک شیرازی دست ارد دل مارا
به خال هندویش بخشم سمرقندو بخارا را
|
امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام ازپا چرا
|
ای کی از کوچه معشوقه ما میگذری
بر حذر باش که سر میشکند دیوارش
|
آری این آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
|
تن تو ظهر تابستون و بیادم میاره
رنگ چشمای تو بارون و بیادم میاره
|
الا یا ایهاالساقی اد رکسا وناولها که عشق اسان نموداول ولی فتاد مشکل ها
|
ای که گفتی عشق را درمان به هجران کرده اند کاش میگفتی که هجران را چه درمان کرده اند
|
الا ای طوطی گویای اسرار مبادا خالیت شکر زمنقار
|
روهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود روهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
|
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هرکجا هست خدایا به سلامت دارش
|
الا یا ایها الساقی ادرکسا وناولها ککه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
|
واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مي كنند
چون به خلوت مي روند آن كار ديگر مي كنند
|
|
|
ای هرچه رمیده وارمیده
در کن فیکون تو آفریده
|
اگر دردم يكي بودي چه بودي
اگر غم اندكي بودي چه بودي
|
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارارا
|
اب این رودبه سرچشمه نمی گرددباز بهتر انست که غفلت نکنیم از اغاز
|
الا ای پیر فرزانه مکن عیبم به میخانه
که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم
|
الایاایهل ساقی ادرکاسا وناولها که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
|
آسمان بار امانت نتوانست کمشید قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند
|
الا یا ایها ساقی ادرکاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
|
ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما ای در شکسته جام ما ای بردریده دام ما
|
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت روزی تفقدی کن درویش بینوا را
|
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند چون تو را نوح است کشتیبان غم مخور
|
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
|
ای نام تو بهترین سر آغاز بی نام تو نامه کی کنم باز
|
زین گفته سعادت تو جویم پس یاد بگیر هر چه گویم
|
آسمان مي بارد چون چشمم خون به چشم داريم ما
|
آدمي كز آدمي آدم نمي خواهد شود آدم از آدم ترين آدم چرا پستتر شده ديگران از ما ندارند آرزو كار دل ديدي و كار خوب ما
|
الا اي دوستان رحمي به جان كن صفاي اين دو چشم و اخم من را
|